خرید بک لینک

روزي از روزهاي برفي بهمن سال 70 بود.تو تازه مرده بودي و من تنهاي تنها در كوچه اي برفي قدم مي زدم. برف براي سفيد پوش كردن كوچه عجله وافري داشت. انگار كوچه عروس نازو بزك شده اي بود كه هر چه زودتر بايد سفيد پوش مي شد و به خانه بخت مي رفت و آسمان هم مي خواست از سرخي خوش رنگش سرخابي نثار گونه هاي مليح عروس سفيد پوش كند

برچسب: روزه چند روز بوده؟,جنگ کربلا چند روز بود,روزه چند روز بوده است,ماه رمضان 92 چند روز بود,توقف در غدیر چند روز بود,روزه چند روز بود,غدیر چند روز بود,واقعه کربلا چند روز بود,بيعت غدير چند روز بود,سال 91 چند روز بود, نویسنده: هستی شریفی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 1:29

در مقالات پيشين به صورت تاريخي اشاره كرديم كه در يك سير تاريخي فقه ؛ تصوف و علوم نقلي از جمله كلام جايگزين فلسفه در جامعه ما شده است. علل و اسباب اين جايگزيني بدخيم و ناخوشايند مفصل بحث شده است. اما مساله اين است كه اين جاماندن تاريخي كار را به جايي رسانده است كه حتا تولد فلسفه هاي متاخر و سده هاي نزديكي مانند فلسفه اشراق و فلسفه صدرا نيز كاربردي فراتر از اشعار عارفان و دروس پراكنده حوزوي نداشته باشند.

برچسب: نویسنده: هستی شریفی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 1:29

شروع کن و به گوشم سرود عشق بخوان بهار آمده راهش ز لاله زار جوان نسیم می وزد از سمت دوست باورکن و عطر اوست خرامان به روی فرش جهان کجاوه اش چو می آید ز شهر خاطره ها در آن لمیده پریزاد پر شتاب زمان چو می رسد به شقایق، بسی تماشایی است ز ژاله بوسه ستانـَد زَنـَد به گونه ی آن و واژه واژه بخواند به رمز آوازی که قفل راز گشاید،نشاندش به زبان بگویدش :چوجدایی! شکیب کن! شکیب !که شهر عاطفه باشد ورای پیچ گمان هزار نکته ی باریک تر ز مو باشد به ذهن ابر که بارد به زخم مان درمان .....پیام اوست به گوشم اگر تو را گویم بخوان ترانه ی گل را! بخوان!ترانه بخوان!ویدا فرهودی

برچسب: به گوشم از خط چه خبر,به گوشم آید از میدان, نویسنده: هستی شریفی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 1:29

به گفته كانت جامعه به اخلاق نياز دارد و روحانيت اگر در دايره تخصصي خود يعني اخلاق عمل كند نياز بزرگي از جامعه را برآورده مي كند كه نمي كند. روحانيت براي حداقل بار چهارم خواست كه بيش از ظرفيت طبقاتي اش كاري انجام بدهد. به ياد بياوريم اقدامات روحانيت زرتشي عصر ساساني را كه جامعه ايران را چگونه با تقسيم خودي و غير خودي حتا در حق تحصيل هم پاره پاره و تبعيض زده كرد. انگار بارديگر خودي و نخودي شدن ها نقل محفل تاريخي ما مي شود و ما تكرار مي كنيم تاريخ را چنان كه بارها كرده ايم.

برچسب: نویسنده: هستی شریفی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 1:29

برايان تريسي به نقل از يك فيلسوف رومي؛اپتیکتتوس جايي گفته است كه پيشامدهاي مختلف سرنوشت انسانهارا نمي سازند بلكه خود واقعي انسانها را اشكار مي سازند. اين جمله معاني مختلفي مي تواند داشته باشد. برداشت من اين است كه نفس ها يا شخصيتهاي مختلف درون انسان نهفته اند و شرايط مختلف فرصت ظهور شخصيتهاي انسانها را فراهم مي كنند. اينكه اين نفس ها واقعا درون انسان انبار شده اند و شرايط آنها را احضار مي كنند يا اينكه نفسها در آن واحد ظهور مي كنند

برچسب: نویسنده: هستی شریفی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 1:29

اي حسن هيچ مالي بر مالي اندوخته نمي شود مگر از ضعيفي حقي برگرفته شود اي مالك مردمان را بر يك چوب مران ؛ جماعت تحت امر تو بر يك سياق نيستند گروهي جنگاورانند كه قوام جامعه ازايشان است و... گروهي تجار اند كه چرخاننده چرخ روزگارندو.....گروهي ديگر عوامند كه برادران تو به حساب آيند. اين دو مقايسه متفاوت سخنان مردي است كه حكومت را براستي حق خويش نمي دانست بلكه مسئوليت خويش و بار امانت. ترديدي نيست كه اور راست باور داشت و راست مي گفت.

برچسب: از کی تا حالا به انگلیسی,ایام فاطمیه از کی تا کی؟, نویسنده: هستی شریفی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 1:29

هركسي كه كوچكترين ارتباطي با معنويت و خلوت كردن داشته باشد

هركسي كه به هر طريقي به دنبال خودشناسي يا دنبال روشن شدن برخي مسايل در خودش باشد

بي شك ذهني درگيربا سئوالاتي مثل سوالات زير خواهد بود:

من كيستم؟

چرا من زجر مي كشم؟

چرا با پيرامون و اطرافيانم مرافعه دارم؟

چرا اينجا هستم؟ هدف و خواسته من واقعا چيست؟

بعد از مردن من چه اتفاقي براي من مي افتد؟

برچسب: نویسنده: هستی شریفی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 1:29

لعنتي بگو چطور مرا اين طور گرم مي كني! فقط بگو

به بهانه خواندن كتابي از پائولو كوليو

برچسب: نویسنده: هستی شریفی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 1:29

شك خوره ي جدانشدني اين روز هاي شهريوري من است. گاهي مثل انيشتين فكر مي كنم كه اگر براي يك پشه يك هفته مثل يك سال مي گذرد. يك سال براي فيل به اندازه سه ماه ما مي گذرد. چطور مي شود يك سال براي ما مثل يك روز بگذرد و يا يك ساعت مثل يك قرن بگذرد. اگر روزي كه مورچه ها و موريانه ها جسم و هيكل مارا بنكل بخورند و روح ما در يك سر سوزن فشرده شود ان وقت شايد هزاراساله شدن گذر هر يك ثانيه يا همان قيامتي كه در قرآن از آن مي شود معنا داشته باشد.

برچسب: نویسنده: هستی شریفی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 1:29

صفحه بندی